نمایشگاهی با عنوان «جناس موزه‌ای» برای آن‌که تعامل هنر معاصر و موزه را به نمایش بگذارد، در تالار هنر و زندگی موزه ملک برپا شده است. مهسا بهادری: تالار هنر و زندگی موزه ملک براساس این خط سیر شکل گرفته که چگونه هنر در فرهنگ و زندگی ایرانی اشکال مختلفی به خود گرفته و همواره در حال گفت‌وگوی بینافرهنگی بوده است؛ گفت‌وگویی با گذشته و دنیای معاصر خود در هر زمان. از این رو می‌تواند منبع الهام و گفت‌وگوی هنری معاصر نیز باشد. بر این اساس در تعامل با هنرمند معاصر، مریم عابدی رویدادی با عنوان «جناس موزه‌ای» را در این تالار شکل داده است. او همزمان با کار هنری، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مطالعات موزه است که در پایان‌نامه خود به دنبال تعامل هنر معاصر و موزه‌ها بوده است تا از این راه بتوان ظرفیت‌های هنر معاصر را برای پویایی موزه‌ها به کار گرفت. عابدی به واسطه آثاری شناخته می‌شود که از طریق ساختارشکنی و بافت نوارهای بومِ نقاشی به منظور رسیدن به ترکیبات هندسی و معماری خلق شده‌اند. آثار او نه معماری است و نه مجسمه، نه نقاشی است و نه فرش‌بافی و دست‌بافته‌های زنانه، بلکه جایی میان همه این‌هاست؛ جایی که فر..

ساختارشکنی، ترکیبات هندسی و معماری در یک نمایشگاه

نمایشگاهی با عنوان «جناس موزه‌ای» برای آن‌که تعامل هنر معاصر و موزه را به نمایش بگذارد، در تالار هنر و زندگی موزه ملک برپا شده است.

مهسا بهادری: تالار هنر و زندگی موزه ملک براساس این خط سیر شکل گرفته که چگونه هنر در فرهنگ و زندگی ایرانی اشکال مختلفی به خود گرفته و همواره در حال گفت‌وگوی بینافرهنگی بوده است؛ گفت‌وگویی با گذشته و دنیای معاصر خود در هر زمان. از این رو می‌تواند منبع الهام و گفت‌وگوی هنری معاصر نیز باشد. بر این اساس در تعامل با هنرمند معاصر، مریم عابدی رویدادی با عنوان «جناس موزه‌ای» را در این تالار شکل داده است.

او همزمان با کار هنری، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مطالعات موزه است که در پایان‌نامه خود به دنبال تعامل هنر معاصر و موزه‌ها بوده است تا از این راه بتوان ظرفیت‌های هنر معاصر را برای پویایی موزه‌ها به کار گرفت.

عابدی به واسطه آثاری شناخته می‌شود که از طریق ساختارشکنی و بافت نوارهای بومِ نقاشی به منظور رسیدن به ترکیبات هندسی و معماری خلق شده‌اند. آثار او نه معماری است و نه مجسمه، نه نقاشی است و نه فرش‌بافی و دست‌بافته‌های زنانه، بلکه جایی میان همه این‌هاست؛ جایی که فرم طاق‌ها و آجرچینی‌های ایرانی با زیبایی‌شناسی سرزمین‌ها و سنت‌های معماری ادیان غرب و شرق پیوند می‌خورد و آثاری بی‌زمان از منظر ساختار و فرم را شکل می‌د هند.

به بهانه برگزاری این نمایشگاه به گفت‌وگو با مریم عابدی پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

در گام اول بیشتر درباره آثارتان توضیح دهید.
اساسا هر هنرمند شیوه نگریستن خود را در مواجهه با ابزارهای موجود با توجه به تجربیات هنری و زندگی خود دارد. آثار من نیز نوعی شیوه برخورد با ابزارهای نقاشی است. آنچه متریال بوم در اختیارم میگذارد امکانی است برای سخن گفتن از تجربیاتی که در زندگی کسب کرده ام. این تجربیات برگرفته از منابع قالیبافی و طراحی ودوخت درقالب نوارهای در هم بافته بوم چون تار و پودفرش به فرم های هندسی و معماری و نقش های کاشیکاری و نگارگری پیوند میخورد. در نهایت کارهایی از سبک و شیوه زیست در ایران رنگارنگ از قوم و قاعده های متنوع را نشان می دهد.
چرا عنوان نمایشگاهی که برگزار کردید جناس موزه‌ای است؟ جناس این نمایشگاه با زندگیست؟
«جناس» یک آرایه ادبی است. همانطور که از نام آرایه پیداست، روشی برای زیباتر کردن است. خواه این روش برای یک بستر معماری باشد، خواه نقاشی، خواه متن ادبی. جناس هم در ساده ترین تعریف آن به کاربرد دو واژه هم جنس یا هم معنی در نظم یا نثر اشاره دارد که زیبایی آن به موسیقی درونی متن می افزاید.
از آنجاکه رویکرد این چیدمان، رویکردی متن محور به موزه بود، «جناس موزه ای» به عنوان شیوه یا آرایه ای برای معنابخشی به فضا انتخاب شد. یعنی چنانچه هر یک از اشیاء موزه به عنوان یک واج یا کلمه در نظر گرفته شود، در همنشینی با قطعاتی از هنر معاصر به نوعی از موسیقی و هم نوایی در متن موزه ای می افزاید و ریتمی در تبادل معناها از گذشته تا امروز را موجب می شود.
در جواب به امکان پیوند جناس این نمایشگاه با زندگی بهتر است که چیستی مکان این رویداد که سالن هنر و زندگی موزه ملک است توضیح داده شود. جایی که شیوه برخورد فرهنگ ایرانی را با مقوله هنر در کاربردی ترین اشیاء زندگی نشان می دهد و *«اسباب زندگی به اثر هنری تبدیل می شوند و این آثار در یک آمد و شد پیوسته با آدمی جای میگیرند». پس چنانچه زندگی را به عنوان یک متن خواندنی در نظر بگیریم، هنر نیز می تواند در جناس زندگی بر موسیقی درونی آن معنایی دوباره بیافزاید. همانطور که *«زندگی ایرانی نگارخانه ای می شود که خط دهنده زندگی شود تا بگوید از کجا آمده ایم و کجاییم، چه میکنیم و در چه کاریم».
نکته آثار شما ساختارشکنی و ترکیبات هندسی و معماری است، چگونه آثارتان را خلق می‌کنید؟
شاید دقیق تر باشد که بگوییم ساختارشکنی، ترکیبات هندسی و معماری ماحصل شیوه برخورد من با متریال است. از آنجا که برخورد اولیه ام با بوم نقاشی و اساسا شیوه نقاشی غربی، از پیوندهایم با سرزمینی می آید که هنر را به عنوان یک شیوه زیستن برگزیده، در این شیوه تغییرات ساختارشکنانه در متریال بوم نقاشی اجتناب ناپذیر می شود. همانطور که شاهد نمونه های این برخورد در سالن هنر و زندگی با اشیاء روزمره زندگی هستیم. اشیاء در این سالن با چنان دقت و ظرافتی خلق شده اند که گویی فراتر از شیئی کاربردی شمایلی معنوی را صورتبندی میکنند.
پس در جواب چگونگی خلق آثارم خود را به سنتی متصل میدانم که همواره مرا هدایت کرده است. پس نوارهای بوم نقاشی رشته های اتصال من به سنت بافت در سرزمینم می شود؛ هندسه در آثارم مرا به سنت نقش بندی و اهمیت آن در هنرهای تزئینی می رساند، و ریاضیاتی که به فرم های معماری منتهی می شود، محل تلاقی همه دسته بندی های هنری می شود.

نکته جالب نمایش فرم طاق ها و آجرچینی های ایرانی است اما در نهایت آثار شما بی زمان است، چرا چنین چیزی را ترسیم می‌کنید؟
همانطور که پیشتر اشاره شد فرم طاق ها و آجرچینی ها نیز در آثارم پیوند ها را با هندسه در آرایه های معماری ایرانی نشان می دهد. اما *«ایران سرزمینی کهن با تنوع گسترده اقلیم و گوناگونی اقوام و آداب و آیین ها و رسوم است که راز پیروزی بر دشواریهای زندگی پیوندهای عمیقی است که در ساکنان این سرزمین جاری است. باور به کمال و جمال یکی از پیوندهایی است که ایرانیان را بر آن داشته تا فارغ از هر نژادی برای بازآفرینی زیبایی از هیچ تلاشی فرو نگذارند».
پس جای تعجب نیست آثار من نیز هر کدام دریچه ای به تاریخ و جغرافیا و باورها و خواست ها و پیوندها با دیگر ملت ها، اقوام و ادیان باشد.
استفاده از فرهنگ گذشته در هنر فعلی چگونه می‌تواند ادامه پیدا کند؟
باور دارم زندگی پیوند با روزگار گذشته و آینده است. این باور را با تعبیری از جناب آقای دبیری نژاد مدیر محترم موزه ملک بسط می دهم: «هنرها در هر زمانی خلق شوند، هنر معاصر در زمان خویش هستند». پس مفهوم زمان در هر روزگار به شاهدانی اشاره دارد که ساکنین آن عصر هستند. شاید بتوان اینگونه تعبیر کرد که آنچه امروز بعنوان هنر معاصر رقم می خورد برای آیندگان معنایی قدیم یابد.
در واقع پایبندی به این باور مشترک سبب شکل گیری ایده «جناس موزه ای» شد تا پیوندهای گوناگون در زندگی ایرانی را بگونه ای نمایش دهد که امکان پیوند جهان های موازی را نیز در یک نقطه میسر کند!
چگونه آثار شما هم حجم دارند، هم مدرن شده‌اند؟ در واقع می‌توانیم بگوییم این هنر تصویری از فرش مدرن را به تصویر می‌کشد؟
در واقع حجم در آثاری که تا کنون خلق کرده ام نوعی توهم حجمی است که از طریق بافت و فرم حاصل شده است: نوعی نقش برجسته که تضادی با سنت یا امر مدرن ندارد. همچنین تا امروز برخورد متفاوت با متریال دغدغه اصلی من در خلق اثر بوده است که به دلیل تجربیاتم در قالیبافی نمودهایی از سنت بافت را در آثارم نشان می دهد. از این منظر شاید بهتر باشد از اصطلاح «فرش معاصر» به مفهوم فرش هایی که در این زمان مناسبات و شاخصه های فرش را مورد پرسش قرار می دهند یاد کنیم. در این راستا هنوز نمی توانم بگویم آثار کنونی ام تصویری از فرش معاصر است، مگر آنکه صورتی جدید از آثاری خلق کنم که مفاهیم بنیادین فرش را به چالش بکشد. تنها میتوانم بگویم در برخی آثار متاخرترم که در موزه ملک به نمایش درآمده سنت بافت پارچه و رنگرزی سنتی به پرسش گرفته شده و آثاری بدون چارچوب بوم و قائم به ذات هنر بافت Textile Artرا تجربه کرده ام. پس جواب به سوال دوم را به آینده موکول میکنم.
*برگرفته از متن نمایشگاه دائم هنر وزندگی موزه ملک.

245245

About admin

admin

دیدگاهتان را بنویسید