بحران عمیق در صنعت نفت آمریکا و آینده متزلزل ترامپ

[ad_1]

به نوشته نشریه «فوکوس» آلمان، آشفتگی بازار نفت همچنان ادامه دارد و بهای نفت به زیر صفر دلار سقوط کرده است. بهای نفت برنت دریای شمال روز سه‌شنبه برای اولین بار از سال ۲۰۰۱ زیر ۲۰ دلار در هر بشکه سقوط کرد، به طوری که هر بشکه ۱۵۹ لیتری طلای سیاه فقط ۱۸.۱۰ دلار قیمت داشت.
این میزان اما در برابر کاهش قیمت نفت آمریکا در روز دوشنبه، چیزی نیست. در جایی که هرج و مرج در بازار معاملات آتی ادامه داشت، بهای نفت از ۲۰ دلار به ۱۰ دلار، ۰ دلار، منفی ۱۰ دلار، منفی ۲۰ دلار و در نهایت قیمت نفت وست تگزاس اینترمدیت (WTI) برای تحویل در ماه می تا یک نرخ باورنکردنی یعنی منفی۳۷ دلار کاهش یافت.
به این ترتیب قیمت نفت بیش از ۳۰۰ درصد نسبت به قیمت اول روز سقوط کرد و فروشندگان نفت برای این که دیگران طلای سیاه را از آنها بخرند، مجبور بودند چیزی هم به آنها بدهند. آنچه روز دوشنبه اتفاق افتاد یک ناهنجاری منحصر به فرد در بازار بود. اما چگونه این اتفاق افتاد و این برای بازار جهانی چه معنایی دارد؟

چرا نفت آمریکا به زیر ۳۷ درصد سقوط کرد؟
قیمت‌های منفی نفت نخستین مورد از کاهش نرخ در این بازار طی سال جاری نبوده است. با این حال نفت خام تا به امروز بزرگترین سقوط قیمت فقط در یک روز را تجربه می‌کند.
همه گیری ویروس کرونا که اقتصاد جهانی را متوقف کرده، ماه‌ها است که قیمت‌ها را کاهش می‌دهد، زیرا در حال حاضر کسی به نفت خام احتیاج ندارد. در نتیجه قیمت نفت وست تگزاس آمریکا از ژانویه سال ۲۰۲۰ با ۷۵ درصد کاهش روبرو شده است.
کارتل نفتی اوپک و متحدان آن، از جمله روسیه و مکزیک (اوپک پلاس) اخیراً در مورد کاهش تولید توافق کردند تا حداقل باعث توقف بیش از حد قیمت‌ها شود. قیمت‌های خارج از کارتل مانند برنت و WTI نیز به این امر واکنش مثبت نشان دادند. برای بسیاری از سرمایه گذاران به نظر می‌رسید که آنها موفق می‌شوند، زیرا اکنون چگونه می‌شد قیمت را کاهش داد؟
مشکل اینجاست که حدس و گمان در مورد معاملات آینده فقط بر پایه پول نقد نیست. حداقل در مورد مواد اولیه، معاملات آتی نفت بطور منظم به شکل فیزیکی انجام می‌گیرد. معنی آن این است که اگر مدت قرارداد به پایان برسد، ۲ طرف موظفند معامله را به قیمت تسویه حساب در تاریخ توافق شده انجام دهند و این که یک طرف نفت نداشته باشد یا طرف دیگر به هیچ وجه فضای ذخیره سازی لازم را نداشته باشد، موضوعیتی ندارد.
به نظر می‌رسد دلالان این قراردادها را در قراردادهای ماه مه کاملاً فراموش کرده‌اند. آنها بسیاری از این قراردادها را به امید فروش آن در زمان مناسب قبل از تسویه حساب خریداری کردند. اما در زمان موعد طرف تقاضا در کنار آنها قرار نگرفت و معامله گران در نهایت قراردادهای خود را با هر قیمتی -واقعاً به هر قیمت- فروختند. این امر سبب شد در تسویه حساب، قیمت‌های منفی تا ۳۷ دلار در هر بشکه ثبت شود.

احتمال ادامه روند نزولی بهای نفت
با تسویه حساب فیزیکی، ۱۰۰۰ بشکه نفت خام در هر قرارداد به نقطه حمل و نقل کوشینگ در اوکلاهما تحویل داده می شود. اما در آنجا انبارها – با ظرفیت حداقل ۷۶ میلیون بشکه – تقریباً پر هستند و در جاهای دیگر نیز چنین مقداری از نفت به دلایل بهداشتی و زیست محیطی قابل ذخیره نیست.
قیمت قراردادهای ماه مه در حالی که تعداد زیادی از سهام با انبارهای انباشته و دلالان بی تجربه مواجه شدند، به شدت کاهش یافت. با این حال این اتفاق کاملاً غیرمنتظره نبود. «دیمین کوروالین» تحلیلگر «گلدمن ساکس» قیمت منفی نفت را یک ماه پیش، پیش‌بینی کرده بود و بورس کالای آتی شیکاگو (CME) نیز هفته گذشته اعلام کرد که ممکن است نفت با بهای صفر یا منفی داد و ستد شود.
این که آیا سرمایه گذاران از غم و اندوه روز گذشته درس گرفته‌اند یا نه، آینده نشان خواهد داد. در هر صورت قرارداد ژوئن در حال حاضر با قیمت ۲۰/۳۲ دلار در هر بشکه، که یک قیمت عادی است، معامله می‌شود. و این رخداد عجیب که قیمت ماه پیش (مه) پایین‌تر از قرارداد بعدی (ژوئن) باشد، بعید است که دوباره اتفاق بیفتد.
با این وجود انتظار می‌رود که قراردادهای ژوئن نیز در صورت افزایش شمار معامله گران مردد و یا آرام نگرفتن اوضاع سهام تا تسویه حساب بعدی، دوباره دستخوش تلاطم شود.

بحران عمیق در صنعت نفت آمریکا
این در حالی است که قیمت‌های منفی نشان دهنده بحران عمیق در صنعت نفت ایالات متحده است. طبق تخمین رویترز، خانواده‌های آنجا به لطف قیمت‌های ارزان قیمت، در حدود ۱۵۰ تا ۱۷۵ دلار در هزینه سوخت در هر ماه صرفه جویی می‌کنند. اما این از ضرر و زیان اقتصاد ایالات متحده نمی‌کاهد، به خصوص که رانندگی در حال حاضر جزو کارهای مورد علاقه مردم نیست.
ایالات متحده که یکی از واردکنندگان عمده نفت خام است، در سال‌های اخیر صنعت خود را بطور فزاینده‌ای گسترش داده و با روش بحث برانگیز فراکینگ ذخایر جدید را باز می‌کند، اما این اقدام همچنان گران است.
طبق بررسی اخیر فدرال رزرو در دالاس، قیمت WTI برای تامین حداقل هزینه‌های جاری چاه‌های موجود باید حداقل ۳۰ دلار در هر بشکه باشد. با این وجود برای چاه‌های جدید قیمت حداقل ۴۹ دلار در هر بشکه ضروری است و تا میزان ۶۰ دلار در هر بشکه کافی خواهد بود.
بنابراین هرگونه رشد در این بخش غیرممکن است. در عوض قیمت‌های پایین احتمالاً موج دیگری از ورشکستگی در صنعت نفت را به دنبال خواهد داشت. طبق گزارش رویترز، در سال ۲۰۱۹ تعداد ۴۲ ورشکستگی (تقریبا ۵۰ درصد بیش از سال قبل) در این بخش رخ داده و این روند در شرایط فعلی می تواند سرعت بگیرد.
از این رو نباید از تأثیر آن بر اقتصاد کل ایالات متحده غافل شد. طبق اعلام انجمن صنعت API، صنعت نفت و گاز طبیعی تقریباً هشت درصد از تولید ناخالص ملی آمریکا را تشکیل می دهد و ۱۰.۳ میلیون شغل فراهم می کند که تعداد معدودی از آنها تاکنون در معرض تهدید قرار داده است.

بازنده ای به نام «دونالد ترامپ»
در این شرایط «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا که رونق بازار کار را معیار موفقیت خود می داند و حزب وی از دهه ۱۹۹۰ بیشترین کمکهای سیاسی را از صنعت نفت دریافت کرده، وضعیت خوبی نخواهد داشت و علاوه بر از دست رفتن فرصت های شغلی بسیار، کمک های مالی برای مبارزات انتخاباتی امسال وی نیز احتمالاً بسیار کمتر از حد انتظارش خواهد بود.

بنابراین آنچه ترامپ به آن نیاز دارد، قیمت بالاتر برای نفت داخلی است. این که وی چگونه می خواهد بازار را نجات دهد، هنوز مشخص نیست – تا به اینجا «دست نامرئی بازار» مورد حمایت محافظه کاران ایالات متحده در تلاش بوده است که قیمت نفت را در جهت نادرست سوق دهد. قدر مسلم این است که ترامپ دیگر نمی تواند سهم خود در معامله با کشورهای اوپک پلاس را به عنوان یک پیروزی جشن بگیرد.
در پمپ بنزین های آمریکا به سختی هر مصرف کننده هرج و مرج در بازار نفت را احساس می کند. قیمت نفت برنت دریای شمال هنوز در حد ‘عادی’ است و در حدود ۲۶ دلار در هر بشکه است. نفت اوپک نیز در حال حاضر با ۱۸ دلار در هر بشکه معامله می شود که کاهش قیمت آن به دلیل کاهش در بهای نفت برنت است.
به هر حال سقوطی اینچنین برای نفت خام برنت و نفت اوپک دور از انتظار است. برخلاف WTI، نفت دریای شمال و نفت کشورهای اوپک به راحتی در تانکرها قابل ذخیره است، در حالی که نفت آمریکا باید ابتدا از فلات به ساحل پمپ شود و بسیار وابسته به مخازن موجود در این کشور است.
در شرایط کنونی فعالیت مجدد فعالان حوزه نفت آمریکا تنها در صورتی میسر است که محدودیت های سنگین ناشی از همه گیری کرونا برداشته شود و یا به اندازه ای ورشکستگی در این حوزه رخ دهد که بار دیگر دو سوی عرضه و تقاضا به حالت عادی بازگردد.

دست بالای چین در بازار جهانی
در این میان تنها برنده بحران بازار چین است که پیشتر لقب بزرگترین وارد کننده نفت در جهان را به دست آورده است. این کشور در ماه نوامبر گذشته بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز وارد کرد و رکورد واردات ایالات متحده در سال ۲۰۰۵ را شکست.
در حال حاضر کاهش توان ذخیره سازی پالایشگاه های داخلی برای چین مشکل ساز شده اما راه حل نیز در راه است؛ براساس گزارشی از «دی ولت» تانکرهای حامل ۱۶۰ میلیون بشکه نفت خام هم اکنون در زمان مناسب برای تحویل منتظر هستند و احتمالاً هیچیک از این تانکرها از مبدا آمریکا بارگیری نشده اند.

نشریه وود در گزارشی آورده است که میزان ذخایر نفتی چین شامل ذخایر راهبردی و تجاری در سال ۲۰۲۰ میلادی به یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون بشکه خواهد رسید. همچنین “لی سون” از تحلیلگران صنعت نفت می گوید بالا رفتن ذخایر راهبردی چین برای کشورهای دیگر با اهمیت است زیرا قدرت چانه زنی پکن را در زمانی که بهای نفت بالا می رود، تقویت می کند.

این دادها بدین معنا است که میزان ذخایر راهبردی نفتی چین در سال ۲۰۲۰ میلادی معادل ۸۳ روز تقاضای نفت کشور است.

از سال ۲۰۱۴ میلادی که بهای نفت در دنیا کاهش یافت چین ذخایر نفتی خود را افزایش داد و از ۲۰۰ میلیون بشکه در آن زمان به ۹۰۰ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۹ میلادی رساند. پیش بینی شده است تا پایان سال جاری میلادی چین میزان ذخایر راهبردی را با ساخت مخازن جدید به میزان ۳۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد.

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید